َََAMSHASPANDAN

اهورامزدا بپاید این سرزمین را . . .



نویسنده : بهاره ; ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸٩

این روزها چیزی که همه ما بیشتر از هر چیز دیگری میشنویم و همه جا تریبونی شده برای  مطرح کردن این نظریه  مسئله دشمن است! دشمنی که در هر لحظه در صدد است گولمان بزند و همه داشته هایمان از فرهنگ و هنر و تاریخ گرفته تا زبان و قدرت تفکر و تصمیم گیری را از ما بگیرد. دشمنی که معلوم نیست اصلا کجا هست یا کیست؟ اما باید حسابی از او دوری کرد تا مبادا اسیرمان کند. حالا اینکه این دشمن کیست و چرا این اهداف خبیثانه را دنبال میکند و چرا بیخیال همه دنیا شده و تنها خیال اسیر کردن ما را دارد بماند. چون همه ما میدانیم که جوابش توهمی ایست که تنها در کابوس ها و توهمات برخی افراد وجود دارد.   اما یک نکته مهم این است که سمبل این دشمن و دشمنی ها غرب است . آذکه به دنبال نابود کردن ما و تمام داشته هایمان است و برای بودن ما ذره ای ارزش قائل نیست غرب است.                                                                                                                       اما میخواهم به نکته ای اشاره کنم که شاید شما از آن بیخبر باشید. چند ماهی است که آبشارهای شوشتر در فهرست آثار جهانی سازمان یونسکو ثبت شده است. این آثار باستانی متعلق به دوره ساسانی است و به دلایل فراوانی خسارت بسیاری دیده است.  تا آن زمان که اداره این آثار در دست اداره میراث فرهنگی ایران بود هیچگونه تغییری در وضعیتشان دیده نمیشد و با اینکه مدتها بود درمورد مرمتشان صحبت میشد اما حرکت خاصی دیده نمیشد  تا چند ماه پیش که  خبر ثبت این آثار در یونسکو منتشر شد و به فاصله حدود یک ماه کار مرمت این آثار شروع شد آنهم با اعتباری که سازمان یونسکو در اختیار میراث فرهنگی ایران قرار داده است و این بار مرمت این آثاربه سرعت شروع شد . بسیاری از بخشهای پل شادروان و محوطه اطراف آبشارها به سرعت مرمت شد و این امید را در دل مردم زنده کرد که به زودی این شهر چهره تازه ای به خود خواهد گرفت. شاید پیش خودتان قکر کنید که یونسکو یک سازمان بین المللی است اما هدف من از طرح این مطلب این است که خاطر نشان کنم که این بنیاد به دست همان غربی ها بنا نهاده شده است و حتی اگر بخواهیم منصفانه به جریان نگاه کنیم شناخت بخش مهمی از تاریخ ما بخصوص در دوره باستان نتیجه تلاشهای باستان شناسان غربی است.پس چرا در این  دوره  برخی افراد که متاسفانه  اداره امور را در دست دارند مدام در تلاش هستند که نقش آنها را کمرنگ جلوه دهند و آنان را دشمن مردم ایران بدانند؟ و البته نباید این را نیز از یاد برد که سخنان نسنجیده برخی از همین افراد است که تخم دشمنی را در بین مردم ایران و کشور های دیگر ایجاد میکند








نویسنده : بهاره ; ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸٩

آنچه را که میخواهم بنویسم را شاید خیلی پیشتر شنیده باشید. اینکه سرپرست موزه ایران باستان برگزیده و مشغول به کار شد.  مهم این است که تخصص این فرد چیست؟

مگر نه این است که این خانم باید دانش آموخته تاریخ یا باستان شناسی یا رشته های مرتبط باشد؟   هر جای دیگر دنیا بود حتما این چنین بود اما ...

 

اما اینجا   ایران   است! 

پس تخصص سرپرست مهم ترین موزه ایران هم میکروب شناسی است!








نویسنده : بهاره ; ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ دی ۱۳۸۸

امروز هم آمدید. امروز هم همه تان را دیدم. دشنام شنیدید و کتک خوردید اما دم نزدید. مردانه ایستادید و آزاده. در مقابل دجالانی که ایرانمان را گریان کرده اند...

شما امشاسپندانید. فرشتگان پاک نگهبان ایران زمین و مباد آن روزی که بخواهند پاکیتان را لکه دار کنند . . .   

مام وطن نگهبانتان باد . . .








نویسنده : بهاره ; ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ آبان ۱۳۸۸

 

دردی است چون خنجر

یا خنجری چون درد

این من که در من

پیوسته می گرید

 

در من کسی آهسته میگرید . . .

 








نویسنده : بهاره ; ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ آبان ۱۳۸۸

یک سال گذشت که من رفتم و نتوانستم برگردم و حالا برگشتم.

فقط دلم میخواهد تو مرا ببخشی که بی خبر رهایت کردم . . .








نویسنده : بهاره ; ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٧

چند روز پیش توسط دوستان پیگیر و فعالم در گروههای دوستدار میراث فرهنگی ایران باخبر شدم که تلاشها و مطالعات در مورد پیدا کردن نفت در بهبهان و شهرهای اطرافش به اوج خودش رسیده و انفجارهای پی در پی در حال آسیب زدن به محوطه تاریخی این منطقه است. با توجه به این که همه میدونیم خوزستان از قدیمی ترین نقاط ایرانه و امکان وجود یادگارهای باستانی در تمام نقاط اون بخصوص نقاطی که دارای حریم هستند وجود داره چرا برای این تخریب ها پایانی وجود نداره؟ سازمان میراث فرهنگی تا کی میخواد در این مورد و موارد این چنینی مثل تهدید حریم باستانی شوش سکوت کنه؟




کلمات کلیدی :خوزستان و کلمات کلیدی :میراث ایران




نویسنده : بهاره ; ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ تیر ۱۳۸٧

من تا به حال قدم به خوزستان نگذاشته بودم. شاید به دلیل اینکه زیاد سفر نرفتم و خوزستان از محل زندگی من فرسنگ ها فاصله داره ولی حدود یکماه پیش توفیق اجباری نصیبم شد و به دیدن شوشتر رفتم . . .

از شوشتر شنیده بودم و سازه های آبی بسیار کهن و زیباش. سازه هایی که با گذشت حدود ١٨٠٠ سال همچنان مقاومند و از بعضی از اونا تا همین حالا استفاده میشه. سازه های آبی دوره ساسانی بسیار عجیبتر و زیباتر از اون چیزی بودند که فکرش رو میکردم. این شاختمان بزرگ و شکوهمند یادگاری از نیاکان هوشمند ماست. این سازه ها در دوره پادشاهی شاپور اول ساسانی ساخته شده اند. زمانی که والرین پادشاه روم برای تصرف ایران حمله کرد و چه خیال باطلی !!! شاپور اول پادشاه دوم ساسانیان والرین رو شکست میده. زانو زدن والرین قیصر روم در مقابل شاه ایران در سنگ نبشته های نقش رستم موجوده. و این زمان ساختن سازه های آبی با طراحی مهندس ایرانی بزانوش و تلاش رومیان و ایرانیان شروع میشه و در اولین مرحله میبایست آب کارون رو به سمت شهر منحرف کنند پس بند میران ساخته میشه . . .  

آبشارهای شوشتر

هرچقدر که این سازه ها زیبا و دیدنی بودند چهره پیر شهر و رسیدگی نکردن به مجموعه آبشارها و سازه های باستانی ناراحت کننده بود. واقعا نمیدونم چرا ما ایرانی ها برای هیچ چیز قدیمی ارزش قائل نیستیم و نمیتونیم از اون چه که داریم بهره ببریم؟ آیا هر چه که قدیمی میشه باید به دست فراموشی سپرده بشه؟

اگرچه به نظر نمیاد که مسئله آبشارها چیزی در حد یک فراموشی ساده باشه. آیا جایگاه یک شهر بزرگ تاریخی چندین هزار ساله باید این باشه؟ اونم درست زمانی که هانمایندگان یونسکو قراره برای دیار از سازه  به شوشتر سفر کنند و کوچکترین مسئله ای باعث حذف شوشتر از فهرست آثار جهانی خواهد شد. لابد یادتونه که مرحوم صادق هدایت در ابتدای بوف کور چی نوشته بود؟ " در زندگی زخم هایی هست که . . . " و شاید بی توجهی به شوشتر یکی از این زخم ها باشه که بر پیکره تاریخ ما نشسته . در این میان گروه های دوستدار فرهنگی بی کار نموندن و با تلاش های خودشون درصدد معرفی شوشتر به ایرانیان و جهانیان هستند . من  آدرس یکی از این گروه ها رو آوردم. برای آشنایی با شوشتر حتما به این سایت سر بزنید.








نویسنده : بهاره ; ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ خرداد ۱۳۸٧

واقعا نمیدونم این تاخیر چند ماهه رو چه طور باید توضیح بدم. فقط میتونم بگم مشکلاتی بود و درسهای زیاد و نداشتن موضوع خوب دست به دست هم دادند تا امشاسپندان من و شما چند ماهی در حالت رکود بمونه ولی ایرادی نداره. امیدوارم این رکود از جنس رکود قرون وسطایی باشه و رنسانسی رو با خودش بیاره. از دوستان عزیزم که در این مدت به یادم بودند ممنونم. از این به بعد امشاسپندان زودتر به روز میشه . . .








نویسنده : بهاره ; ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ آذر ۱۳۸٦

ساخت و ساز جاده‌اي كه با كشف كتيبه هخامنشي در جزيره خارك متوقف شده بود، در حالي كه احتمال وجود آثار تاريخي در كنار اين كتيبه وجود داشت، از سر گرفته شد.
به گفته دوستداران ميراث فرهنگي در جزيره خارك، جاده‌اي كه قرار بود از كنار كتيبه هخامنشي بگذرد با كشف اين كتيبه متوقف شد و از آن‌جا كه شواهد موجود نشان از آثار تاريخي در منطقه مي‌داد، ساخت و ساز اين جاده به تازه‌گي از سر گرفته شده است.
 تا كنون شواهدي از وجود كانال‌هاي سنگي آب،‌ اسكلت انسان و ديوارهاي سنگي ديده شده كه برخي از اين آثار در مسير جاده قرار گرفته است.
 به گفته دوستداران ميراث فرهنگي،‌ بخشي از بقاياي انساني، احتمالا متعلق به دوره تاريخي در كنار اين كتيبه پيدا شده بود كه اكنون با هجوم اهالي جزيره از بين رفته است.
 از سوي ديگر شرايط نگهداري از كتيبه خارك نيز در وضعيت مطلوب و مناسبي نيست و بر اساس مشاهدات اهالي جزيره خارك و دوستداران ميراث فرهنگي،‌ برخي گياهان خودرو كه ريشه‌هاي سفت و سختي دارند در حال حاضر روي كتيبه ديده مي‌شوند.
 اين گياهان به علت ريشه سخت قابل كنده شدن نيستند و كتيبه را تهديد مي‌كنند.
 ترجمه اين كتيبه ارزش كشف آن را دو چندان كرده و از آن به عنوان سند ديگري بر نام خليج فارس ياد مي‌شود.
 
در ترجمه اين كتيبه آمده است: "(اين) سرزمين خشک و بي آبي بود شادي و آسايش را آوردم."
 
اين كتيبه سنگي كه به خط فارسي باستان نوشته شده روي سنگي مرجاني با قدمت چند مليون سال حك شده است.
 كتيبه هخامنشي خارك نشان مي‌دهد به شكل نا منظم و نامتعارف در 5 سطر و سطر‌هاي آن به صورت 3 و 2 سطر به هم چسبيده و به زبان فارسي باستان نوشته شده است. پيش از اين سطرهاي جدا از هم در دوره هخامنشي تنها در متوني ديده شده كه به زبان‌هاي مختلف بوده است.
و باز هم هیچ ....
                                            
 
                                          ( برگرفته از خبرگزاری میراث فرهنگی )







نویسنده : بهاره ; ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٦

این روزها اگر وارد سایت سازمان میراث فرهنگی شوید در گوشه سمت چپ مطالبی را میبینید در مورد سر یک سرباز هخامنشی که قرار است حراج شود و ایران در تلاش است آن را به وطن برگرداند. این حرکت کار شایسته ای است . اگرچه مثل بسیاری حرکت های فرهنگ دوستانه دیگر هیچ تبلیغاتی برای آن انجام نشده و فقط افراد کمی از آن مطلع هستند. این کار اگر چه بخاطر تلاش برای زنده نگه داشتن و بازگرداندن فرهنگ ایرانی زیباست اما خیلی خنده دار به نظر میرسد !!! ما در ایران زندگی می کنیم و خودمان خوب می دانیم که هر روز چند اثر فرهنگی و تاریخی آسیب میبیند . خوب می دانیم که پاسارگاد و تنگه بلاغی و نقش رستم و حتی تخت جمشید در خطر هستند. خوب می دانیم خانه های قدیمی با معماری های اصیلشان مخروبه و بدون نگهداری دقیق رها شده اند. خوب می دانیم هر روز لیست آثار تاریخی در حال خطر ایران طولانی تر می شود. خوب می دانیم آنهایی که بر کرسی سازمان میراث فرهنگی تکیه کرده اند برایشان اصلا مهم نیست چه اتفاقی برای فرهنگ این مملکت بیفتد ... !!! همه این ها را خوب می دانیم و کاری هم نمی کنیم . پیشنهاد من این است که بگذاریم سر آن سرباز هخامنشی همان جایی که هست باقی بماند چون مطمئنم آنها قدرش را بیشتر و بهتر از ما میدانند و به ارزش تاریخی آن واقف هستند.جای این گنجینه کوچک آنجا  امن تر  است ...